محمد تقي جعفري

66

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

آدمى اين گونه مطرح نمايد ، زيرا با اين كه يقينى است كه هيچ آدميزاده اى در اين دنيا به زندگى ابدى نائل نخواهد گشت ، با اين حال پيشواى انسانها و انسانيّت مىفرمايد كار و كوشش و آگاهى و اهمّيّت براى كارهاى دنيوى در درجه اى بايد باشد كه نه تنها فرداها را مورد محاسبه قرار داده و آن را مانند امروز تلقّى نمايد ، بلكه به خود بقبولاند كه كار و نتيجهء آن كه وى بوجود مىآورد ، براى ابد بهمهء انسانها مربوط خواهد گشت . پس محاسبهء ابديّت براى هر كارى كه از يك مسلمان صادر مىشود ، يك محاسبهء با اهمّيّتى است . شيخ حرّ عاملى از شيخ ابو جعفر محمّد بن الحسن طوسى از ابو قتادهء قمى از جعفر بن محمّد الصّادق عليه السّلام چنين نقل كرده است : ليس لحاقن رأى و لا لملول صديق و لا لحسود غنى و ليس بحازم من لا ينظر فى العواقب و النّظر فى العواقب تلقيح للقلوب . ( 1 ) ( براى كسى كه به بيمارى ادرار ( جمع شدن و ريزش آن بىاختيار ) مبتلا است رأيى نيست ، و براى شخص پر ملال و تنگ حوصله دوستى وجود ندارد ، و آدم حسود هرگز به غنى نمىرسد . و حسابگر و محتاط نيست كسى كه در عواقب امور نمىانديشد . نظر و تفكَّر در عواقب امور ، تلقيح [ حقايق ] بر قلوب است . ) علَّت اين كه رأيى و نظرى براى كسى كه مبتلا به بيمارى بول است ، وجود ندارد ، عدم تمركز قواى مغزى است كه به جهت اشتغال احساس و انديشه به بيمارى مزبور بوجود مىآيد و به همين ملاك ، هر عارضهء جسمانى و روانى كه موجب عدم تمركز قواى مغزى مىباشد ، مانند غضب و دردهاى موضعى شديد و اختلالات روانى ، مانع از اظهار رأى و نظر صحيح مىباشد . آدمى كه حسود است هرگز به غنى نمىرسد ، زيرا هر امتيازى را در هر كسى كه مىبيند ، زوال آن را از آن شخص و تملَّك آن را براى خود مىخواهد . كسى كه در عواقب امور نمىانديشد ، زندگى او بىمحاسبه و بىاحتياط سپرى مىشود ، در حالى كه زندگى آدمى به جهت ظرافت و حسّاسيّت شديد در برابر انگيزه‌ها و عوامل ، نيازمند

--> ( 1 ) منهاج البراعة ج 7 ص 159 نقل از وسائل شيخ حرّ عاملى نقل از مجالس شيخ طوسى .